رفتن به مرکز بهداشت و شنیدن صدای قلب تمشکم:
سلام تمشک مامان.امروز صبح رفتم مرکز بهداشت نزدیک خونمون تا برای شما عزیز دل مامان که صحیح و سالم باشی پرونده تشکیل بدم و همه جوره مراقبت های لازم بشه.خانم حسینی مامای این مرکز بهداشت خیلی خیلی خانوم خوب و باحوصله و مهربون و دوست داشتنی بود و برای من خیلی وقت گذاشت.همه سوالای لازم رو ازم پرسید و راهنمایی های لازم رو بهم کرد.
امروز هشت هفته و شش روزته و من فقط از خدا سلامتی تو و همه نی نی های مامانای منتظرو میخوام.روزی یه جزو برات قرآن میخونم که میدونم برای آرامش تو خوبه.
تمشک کوچولوی مامان امروز خانوم حسینی با دستگاه صدای قلب تورو گذاشت و من شنیدم.واااااااای خدای من دلم میخواست اون لحظه زمان متوقف بشه و من فقط این صدا رو گوش کنم.خداروشکر.خیلی هم مرتب و منظم بود ضربان قلبت.ایشالا این لحظه قشنگ نصیب همه مادرا بشه و معجزه خدا رو تو وجودشون حس کنن. الهی آمین.... از اونجا که اومدم بیرون سریع به بابا منصورت زنگ زدم و بهش توضیح دادم.انقدر ذوق داشتم که توی گرمای داغ ظهر رفتم برات 3تا لباس خوشکل خریدم و تا خونه قربونت رفتم.اینم عکساشون:





رفتن به مرکز بهداشت و شنیدن صدای قلب تمشکم: 
